تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

64

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به مادرش مىناميدند « 1 » . به گفتهء هشام او پادشاه بين النّهرين « 2 » بود و گروه بيشمارى از بنى عبيد بن اجرام و ساير قبايل قضاعه با او بودند و پادشاهى او تا سرزمين شام گسترده بود . هنگامى كه شاپور پسر اردشير در خراسان بود ضيزن در ناحيهء سواد تاخت‌وتاز كرد . پس از آنكه شاپور از خراسان بازگشت اين خبر با او بگفتند « 3 » . دربارهء

--> نام مسلّم يكى از پادشاهان هتره كه بارسمياس ( و يا بارسميوس ؟ ) است و در هرديان 9 / 3 ذكر شده است آرامى است . ما مىتوانيم آن را با بارسميا Barsamja كه نام يكى از مسيحيان ادسا ( رها ) بوده است يكى بدانيم ( رجوع شود به آئين ادّاى ، نشر فيليپس ص 35 به بعد - كورتن ، اسناد قديم ص 14 به بعد و مقايسه شود با همان كتاب ص 63 به بعد ) . به علاوه اين خبر درست است كه اين پادشاه از جرامقه ( به سريانى Garmaqaje رجوع شود به Mai , Nova Coll . X , 3 ؛ در بطلميوس 1 / 6 : و يا از باجرما - به سريانى Be ( th ) ( Garmai بوده است . باجرما سرزمين آرامى است واقع در مشرق دجله و جنوب زاب صغير . كلمهء ساطرون درست است كه روشن نيست ولى مسلّما عربى نمىباشد . امّا بر عكس آن ضيزن كلمهء عربى است . تايزانس ( ظ و ض را در زمانهاى قديم ، يونانيان با T ، و سريانيان با نشان مىدادند ) در آغاز قرن ششم مسيحى نام يكى از شيوخ قبايل عربى بوده است ( مالالا ج 2 ص 198 ( oxon ) و من احتمال قوى مىدهم كه اين مرد نه تنها همان كسى است كه ضيزن‌آباذ ( بلاذرى 284 ) و مرج الضيزن واقع در فرات ميانه ( ياقوت ج 4 ص 479 ) به نام او ناميده شده‌اند ، بلكه همان كسى هم هست كه در اشعار مربوط به هتره از افسانهء ضيزن ذكر شده‌اند . بودن او از قضاعه و راهزنى او كه بيشتر به كار يك رئيس قبيلهء عربى شبيه است تا به كار صاحب يك قلعهء مستحكم در معرض خطر ، مىرساند كه ضيزن يك عربى خالص بوده است . ما در اينجا نمىتوانيم دربارهء فرد فرد اعضاى اين شجره بحث كنيم . كوشش در حلّ اختلاف ميان دو نام ساطرون و ضيزن از اين راه كه ساطرون را پادشاه باستانى و بانى قلعهء هتره بدانند و ضيزن را معاصر و دشمن شاپور ( مسعودى و ياقوت ) طبعا به همان اندازهء خيال‌پردازيهاى ديگر كه فضلاى عرب به اين نامها بسته‌اند مىتواند ارزش داشته باشد . اينكه حتّى شرق‌شناسان نيز مصحّف و محرّف ضيزن را كه منيزن باشد نام اصلى دانسته‌اند مورد اعتبار نمىتواند باشد . ( 1 ) - او را پسر جيهله نيز ناميده‌اند ( رجوع شود به بلاذرى كه در آنجا نسب‌نامه كمى با اينجا فرق دارد ) . بعضىها نام مادر را جلهمه دانسته‌اند ( رجوع شود به ياقوت ج 3 ص 569 ) . ( 2 ) - و به نحو اصحّ « پادشاه سواد » ( رجوع شود به سعيد بن البطريق ) . ( 3 ) - به گفتهء دينورى ضيزن در يكى از تاخت‌هاى خود دختر عمّهء شاپور را به نام